بازاندیشی سواد الهیاتی کودکان در عصر پساحقیقت؛ صورتبندی مفهومی برای پرورش تشخیصگری دینی دانشآموزان ابتدایی
پذیرفته شده برای پوستر
کد مقاله : 1028-6THEOCONF (R1)
نویسندگان
1دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2شهرری خ نصیر شرقی پ 60 واحد 1
3دانشگاه فرهنگیان ، پردیس زینبیه پیشوا، ایران ، تهران
چکیده
بازاندیشی مفهوم سواد الهیاتی کودکان در بستر چالشهای معرفتی عصر پساحقیقت هدف مورد مطالعه در این مطالعه است . نگارندگان در پی پاسخ به این پرسش هستند که مدل بازطراحیشده آموزش الهیات در دوره ابتدایی باید بر چه مبانی و مؤلفههایی استوار باشد تا به پرورش تشخیصگری دینی و ارتقای سواد الهیاتی کودکان منتج بشود . برای این منظور، با استفاده از رویکرد تحلیلی-توصیفی در قالب مطالعهای کتابخانهای، ابتدا از طریق مرور نظاممند ادبیات، چارچوبهای نظری مرتبط با تعلیم و تربیت دینی، ویژگیهای معرفتی نسل آلفا و پیامدهای پساحقیقت استخراج شد و سپس با تحلیل انتقادی، تضاد میان مدلهای انتقالمحور سنتی و نیازهای شناختی کودکان در محیط دیجیتال شناسایی گردید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که سواد الهیاتی، برخلاف نگاه رایج، محدود به میزان محفوظات دینی نیست، بلکه شایستگیای پویا و برآمده از پیوند دانش دینی، تفکر انتقادی و تجربه معنوی زیسته است که توانایی تشخیصگری را در کودک شکل میدهد. بر این اساس، مدلی سهرکنی مبتنی بر محتوای غنیسازیشده، تسهیلگری معلم و ارزشیابی فرآیندمحور ارائه شد که آموزش دینی را از رویکرد پاسخمحور و حافظهمحور به رویکردی پرسشمحور و تجربهبنیاد تغییر میدهد. نتایج نشان داد که ایمان و تعقل در این مدل نه در تقابل، بلکه در مقام مکمل یکدیگر عمل میکنند و پرورش تشخیصگری دینی، راهکار اصلی مقابله با نسبیگرایی افراطی و تضمین دینداری خودجوش و معناگرا در کودکان دوره ابتدایی است.
کلیدواژه ها